مسئله زن از مسئله خانواده قابل تفکیک نیست!

فروردين 30ام, 1393

اگر کسی بخواهد مسئله زن را جدا از خانواده بحث کند دچار اختلال در فهم و تشخیص علاج خواهد شد.

در آستانه ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و روز زن، صبح امروز جمعی از بانوان نخبه و برگزیده کشور با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در حسینیه امام خمینی(ره) دیدار کردند.

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار صدها نفر از زنان فرهیخته و نخبه، تشکیل یک مرکز عالی فرا قوه ای را برای تدوین راهبردی صحیح در قبال مسئله «مهم زن و خانواده»، ضروری خواندند و افزودند: دستیابی به این راهبرد همه جانبه و قابل اجرا، نیازمند سه مسئله است: پرهیز کامل از مرجعیت دادن به تفکرات «غلط، کلیشه ای و متحجر غربی» در امور زنان، تکیه بر متون و معارف ناب اسلامی و پرداختن به مسائلی که حقیقتاً مسائل اصلی زنان محسوب می شوند.
ایشان با تبریک میلاد پربرکت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، تقارن این میلاد خجسته را با هفته زن و روز تکریم مادر، فرصتی برای درس گرفتن از زندگی بانوی دو عالم حضرت صدیقه کبری (س) برشمردند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به معصومیت و مقامات معنویِ عالی و برتر آن حضرت آن هم در سن جوانی افزودند: باید با نگاهی نو و دقیق به زندگی سیده ی زنان عالم، خصلتهای برجسته ی ایشان نظیر تقوا، عفت، طهارت، مجاهدت، شوهرداری، فرزندداری، سیاست فهمی و حضور در مهمترین عرصه های حیات یک انسان را به معنای واقعی کلمه، الگو قرار داد.
حضرت آیت الله خامنه ای، برخورداری ایران اسلامی از انبوه زنان فرزانه، تحصیلکرده، خوشفکر و ممتاز را از نعمات الهی و جزو بزرگترین افتخارات جمهوری اسلامی خواندند و خاطرنشان کردند: این واقعیت که در تاریخ ایران بی سابقه است مدیون نگاه مبارک و پرطراوت اسلام و دیدگاههای کارگشای امام خمینی (ره) است.
ایشان بروز کاملاً برجسته هویت و شخصیت مستقل زن ایرانی در عرصه دفاع مقدس را یک نقطه درخشان دیگر برشمردند و از «عظمت و صبر و استقامت پرشکوه» مادران و همسران شهیدان و جانبازان تجلیل کردند.
رهبر انقلاب اسلامی مسئله زن را از جهات مختلف برای جامعه بشری در خور فکر و تحقیق و پیگیری دانستند و سه جهت مهم را در این زمینه مطرح کردند:
اول: چگونه می توان از ظرفیت عظیم زنان، به شکل صحیح و سالم استفاده کرد؟
دوم: بهره گیری از مسئله ظریف و حساس جنسیت در روند تعالی و نه انحطاط بشر، چگونه امکان پذیر است. و سوم: با توجه به تفاوتهای طبیعی زن و مرد، چه رفتاری باید در جامعه بشری نهادینه شود که جلوی ظلم به زن را در خانواده و اجتماع بگیرد؟
ایشان در همین زمینه، زن و خانواده را دو مسئله غیر قابل تفکیک برشمردند و خاطر نشان کردند: هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می شود.
رهبر انقلاب، برای پاسخ به سوالات مطرح شده و بررسی همه ابعاد مسئله زن و خانواده، تشکیل مرکزی مطالعاتی و کاری را لازم خواندند و افزودند: این مرکز فراقوه ای باید راهبردی صحیح و همه جانبه را درباره «زن»، تدوین کند و با پیگیری های لازم این راهبرد را اجرایی نماید.
ایشان تدوین این راهبرد و پرداختن به مسئله زن را در هر دستگاه یا مرکزی، نیازمند پایبندی به الزاماتی مهم برشمردند.
رهبر انقلاب در تبیین این الزامات، ابتدا، «پرهیز و دوری کامل از فرآورده های غربی» را مورد تأکید قرار دادند.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: غربی ها به دلایل مختلف، مسئله زن را بد فهمیده اند اما همان فهم غلط و تباه کننده را سکه رایج دنیا کرده اند و با هوچی گری، مجال حرف زدن به دیگران و مخالفان را نمی دهند.
ایشان افزودند: البته باید از دیدگاه غربیها درباره ابعاد مختلف مسئله زن آگاه بود اما باید با ایستادگی در مقابل مرجعیت این افکار، ذهن را از این تفکرات «کهنه اما نو نما» و «خائنانه اما ظاهراً دلسوزانه»، تخلیه کرد چرا که این تفکرات، مطلقاً نمی تواند هدایت و سعادت جوامع بشری را به دنبال بیاورد.
حضرت آیت الله خامنه ای، نگاه مادی و غیرالهی به هستی و جهان را ریشه انحراف عمیق تفکرات غربی درباره زن برشمردند و افزودند: نگاه کاسب کارانه به ظرفیت زنان در مسائل اقتصادی از جمله اشتغال و نگاه تحقیرآمیز به زن و تنزل دادن او به وسیله ای برای اطفای شهوات مردان، مبانی دیگری است که تفکرات غربی را درباره زنان، کاملاً ظالمانه و متحجرانه ساخته است.
ایشان با استناد به برخی مقالات و کتابهایی که در غرب درباره اوضاع واقعی زنان، منتشر می شود افزودند: اگر می خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.
ایشان «برابری جنسی زن و مرد» را از جمله حرفهای کاملاً غلط غرب خواندند و افزودند: برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل».
رهبر انقلاب این سؤال را مطرح کردند که با کدام منطق باید زنان، که خداوند آنان را از لحاظ جسمی و عاطفی برای منطقه ویژه ای از زندگی آفریده است در عرصه هایی وارد کنیم که آنها را دچار رنج و سختی می کند؟
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن افزودند: در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه های مشترک، منطقاً عرصه های متفاوتی را نیز به همراه می آورد.
رهبر انقلاب با انتقاد از زیر بنای فکری بسیاری از کنوانسیونهای جهانی خاطرنشان کردند: اصرار غربی ها روی این زیربنای غلط، جامعه بشری را تباه می کند به همین دلیل برای دستیابی به نگاه صحیح و متوازن، باید از این مبانی برحذر بود.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین دومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن، تکیه بر متون اسلامی را ضروری خواندند.
ایشان افزودند: در نگاه به مسئله زن نباید هر چیزی را که به نام دین بر سر زبانهاست قبول کرد اما باید اصولی را که شایستگان با شیوه درست استنباط از «قرآن و سنت و حدیث» ارائه می کنند تکیه گاه اصلی قرار داد.
رهبر انقلاب، دوری از مسائل فرعی و پرداختن به مسائل اصلی را سومین الزام دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن خواندند و خاطرنشان کردند: مسئله خانواده بخصوص «سلامت، امنیت و آرامش زن در خانواده»، مسئله ای اصلی است که باید به آن پرداخت.
ایشان تأکید کردند: باید عوامل سلب آرامش و سکینه روحی زن در خانواده را جستجو کرد و با شیوه های گوناگون از جمله قانون و تبلیغ صحیح، این موانع را برطرف کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با ابراز تأسف از اینکه در محیطهای قدیمی و جدید، زن موجودی درجه 2 و موظف به خدمتگزاری تصور می شود افزودند: این مسئله، درست نقطه مقابل نگاه فقه مترقی اسلام به زن است.
رهبر انقلاب افزودند: متأسفانه برخی، چیزهایی را از اسلام می گیرند اما برای اینکه غربی ها بدشان نیاید مسائلی از غرب را هم به آن اضافه می کنند که این قابل قبول نیست.
رهبر انقلاب برخورداری زن از فرصت تحصیل و رشد و تعالی را یک ضرورت برشمردند و خاطرنشان کردند: برخلاف برخی دیدگاهها، اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست البته اشتغال و مدیریت مادام که با مسئله اصلی یعنی خانواده منافاتی پیدا نکند، ایرادی ندارد.
ایشان با اشاره به مسائلی که درباره تحصیل زنان در برخی رشته های تحصیلی دانشگاهی مطرح شد افزودند: اگر در این مسئله تفاوتی هم باشد ضدعدالت نیست چرا که نباید رشته های تحصیلی و مشاغلی که متناسب با طبیعت زنان نیست به آنان تحمیل شود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اینکه زنان برخی مشاغل را برعهده نگیرند هیچ ننگ و نقصی نیست بلکه آن چیزی غلط است که متناسب با طبیعت الهی زن نباشد.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان سخنانشان، زنان فهمیده و تحصیلکرده و ممتاز را، بهترین اشخاص برای پیگیری صحیح مسائل زنان خواندند و آنان را به تلاش در این زمینه دعوت کردند.
پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی خانم مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در گزارشی از مسائل مربوط به زنان گفت: به لحاظ شاخص سلامت و مشارکت اجتماعی بانوان از وضع بسیار خوبی در منطقه برخورداریم و زنان جامعه نقش مؤثر و بی بدیلی در تحقق شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» خواهند داشت.


دلم خواست... ویرانگر موجودیت انسان!

ارديبهشت 3ام, 1393

 

حضرت علی علیه السلام در خطبه 42 نهج البلاغه می فرمایند:

اى مردم شدیدترین خوف و هراسى كه درباره شما دارم، براى دو چیز است:

  1. پیروى از هوى
  2. درازى آرزو.

اما پیروى از هوى آدمى را از برخوردارى ‏از حق جلوگیرى مى ‏كند و درازى آرزو، آخرت را به فراموشى مى ‏سپارد.


پیروى از هوى مزاحم حق یابى

هوى عبارتست از امواجى كه از جوشش غرائز حیوانى سر مى‏كشد و فضاى درون را تیره و تاریك مى‏سازد و عوامل و وسایل درك و دریافت‏ حقیقت ‏را فلج مى‏كند. این هوى با اینكه داراى جوهر و مبناى اصیلى جز خواستن‏ بى‏محاسبه چیز دیگرى نیست، مى‏تواند همه اصالت‏ها و حقایق ریشه‏دار را از جلو چشم انسان و عقل و وجدان او دور كند. این همان ‏«میخواهم‏» است كه به هیچ علت و دلیلى جز خود تكیه نمیكند. و این یك سخن بى‏اساس‏ است كه در موقع سۆال از كسی كه مطابق هوى عملى كرده است، بعنوان‏ جواب بگوید: كه‏ «دلم خواست‏» كدام دل؟

 

دلم خواست ویرانگر موجودیت انسان

دل و هوى؟! دل جایگاه دریافت عالى‏ترین حقایق است، دل همان ‏جنبه ملكوتى انسان است كه خدا را بوسیله آن در مى‏یابد. دل جایگاه تصفیه ‏همه مفاهیم و موضوعاتى است كه حواس طبیعى آنها را به عقل نظرى تحویل ‏مى‏دهد و عقل نظرى بدون اینكه بتواند آنها را از جنبه ارزشها و عظمت‏ها درك كند،به دل تحویل مى‏دهد. «دلم خواست كردم‏» از آن جملات ویرانگر موجودیت آدمى است كه با صورت حق بجانبش، آتش به ریشه همه اصول‏ و قوانین مبتنى بر حق و حقیقت مى‏زند.هوى همان امواج بى‏محاسبه‏ایست كه ‏از جوشش غرایز انسانى سر بر مى‏كشند و بدون اعتناء به‏ «باید»ها و «شاید»ها و «نباید»ها و «نشاید»ها همه اصالت‏ها را به بازى گرفته و سرمایه‏هاى حیات‏ گرانبهاى آدمى را مستهلك مى‏سازند. گاهى‏«هوى محورى‏» بقدرى شدت ‏پیدا مى‏كند كه تا سرحد معبودیت پیش مى‏رود. این خطر تباه كننده را خداوند سبحان در قرآن مجید گوشزد فرموده است:

افرایت من اتخذ الهه هواه (جاثیه 23) آیا كسی كه هواى خود را براى خویشتن ‏معبود اتخاذ كرده است؟!)

 

مهار هوی نفس، مهار کوه آتشفشان است

مهار كردن‏ هوى براى وصول به حق و حقیقت، درست ‏شبیه مهار كردن كوه آتشفشان ‏است كه مى‏تواند مقدمه‏اى براى استخراج مواد معدنى با ارزش آن كوه بوده‏ باشد. درون آدمى داراى نیروها و استعدادهاى بسیار گرانبهائى است مانند معادن با ارزش در شكم كوه آتش فشان، هنگامی كه هوى‏ها به تموج در مى‏آیند، نه تنها آن نیروها و استعدادها خفه مى‏شوند، بلكه انسان در آن موقع بصورت ‏آتشفشانى در مى‏آید كه تبدیل به موجود خطرناك نیز مى‏گردد.

بطور قطع باید گفت: دردهاى بی درمان بشرى كه سرتاسر تاریخ ما را فرا گرفته است، میكربى جز هواهاى نفسانى ماند.

هر كجا ستمى و تجاوزى ‏دیدید، فورا به سراغ كشف ریشه اصلى آن بپردازید، خواهید دید كه ریشه‏ اصلى آن ستم و تجاوز هواى نفسانى یك یا چند نفر بوده است. دلیل اینكه ‏در این مسئله ادعاى قطع و یقین كردیم اینست كه هر چه مقابل هوى است، اصیل ‏و حقیقت است و جاى تردید نیست كه از واقعیات اصیل و حقیقت هرگز ظلم ‏و تجاوزى بوجود نمى‏آید. خطاها و اشتباه كاری ها ممكن است مردم یا خودانسان را براى مدتى حتى براى همیشه از برخوردارى از حقایق و اصالتها محروم نماید، ولى این محرومیت ظلم و تجاوز نیست، دلیل روشن این مسئله ‏اینست كه بشر در طول تاریخ گذشته‏اش بجهت غوطه‏ور شدن در مجهول هائى ‏كه به ضرر او تمام شده است، احساس ظلم و تجاوز نمى‏كند، بلكه تاسف‏ مى‏خورد از اینكه چرا آن مجهولات را دیر كشف كرده است. بعنوان مثال: هزاران شاید میلیونها نفر در قرون و اعصار گذشته از بیمارى سل رنج‏ برده و رخت از این دنیا بر بسته‏اند، اما بدان جهت كه جهل به معالجه سل یك پدیده ‏اختیارى و از روى هوى نبوده است، هیچ عاقلى نمیتواند گذشتگان را توبیخ ‏كند به اینكه چرا بیماران مسلول شما رنج كشیدند و از دنیا رفتند و شما ظالم ‏و تجاوز كارید!! ولى اگر یك یا چند انسان در امروز دواى بیمارى سل را به جهت سود پرستى كه آشكارترین مصداق هوى پرستى است، براى بالا بردن ‏قیمت آن احتكار كنند، بدون تردید اینان ستمكار و متعدى و مبارزه كننده با حق ‏و محارب با خدا هستند. از این رو مبارزه و جهاد با نفس امری ضروری و واجب است.

 

ثمرات جهاد با نفس

همان گونه که در جبهه نظامی، مبارزان با دشمن، به پیروزی و عزت می رسند و وادادگان و فراریان از جبهه، شکست می خورند و بدنام می شوند، در جبهه «جهاد نفس» هم هر کس ایستادگی کند و تن به «اسارت نفس» ندهد و از «فرماندهی عقل» پیروی کند، نفس اماره را از میدان به در می کند و به جای اسیر نفس شدن، «امیر نفس» می شود.

همه دوست دارند به خودسازی و کمال برسند و گناه نکنند؛ راهش چیست؟ تقویت اراده و غلبه بر هوای نفس و «نه» گفتن به شهوات و آزادی از اسارت هوس ها و نتیجه آن هم رسیدن به «رضای الهی» و «بهشت برین» خواهد بود.

در کلمات رسول خدا صلی الله علیه وآله آمده است:

«جاهدوا اهواءکم تملکوا انفسکم؛(میزان الحکمه، حدیث 2766) با هوای نفس خود بجنگید؛ تا مالک خودتان بشوید».

وقتی کسی مالک نفس خود شد، زمام اختیارش در دست هوای نفس نخواهد بود و همچون سواری است که زمام در دست اوست؛ هر گاه که بخواهد، حرکت می کند و هر گاه که بخواهد، می ایستد؛ در برخورد با گناه ها «توقف» می کند؛ از بیراهه ها، بر می گردد؛ درآمدهای حرام را نمی پذیرد؛ ارتباط های خلاف شرع را نفی می کند؛ به لبخندهای مسموم و هولناک، اخم می کند؛ به ورطه شهوت ها نمی افتد؛ به شیطان، سواری نمی دهد و عاقبت و آینده اش را در قمار هوس و لذت های زودگذر نمی بازد.

قرآن کریم، به کسانی که از خدا می ترسند و نفس خود را از هوا و هوس باز می دارند، مژده بهشت می دهد و دستاورد این جهاد با نفس و مخالفت با هوا را خلود در بهشت می داند؛

«و اما مَن خافَ مَقام ربّه و نهی النّفس عَنِ الهوی فَإنّ الجنّه هی المأوی».

امام علی علیه السلام می فرماید: من این نفس خود را با تقوا رام می سازم؛ تا روز قیامت، ایمن به صحرای محشر آید.(نهج البلاغه ترجمه دشتی نامه 45)

با دشمن نفس، صلح کردن ننگ است

چون در همه حال، با خرد در جنگ است

 

هر چند سخن ز آشتی می گوید

خصمی است که آتش بس او نیرنگ است

 

منبع:موسسه قرآن و نهج البلاغه

همین منبرها و مجالس روضه خوانی ...

ارديبهشت 1ام, 1393

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری در خجسته سالروز ولادت با سعادت بانوی برگزیده ی دو عالم حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها و فرزند برومندش امام خمینی کبیر (ره) فضای حسینیه ی امام خمینی مملو از عطر دل انگیز فضائل و مناقب فاطمی شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار که با حضور جمعی از شاعران و ذاکرین اهل بیت علیهم السلام برپا شد با تبریک ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها و گرامیداشت تقارن این روز با میلاد امام خمینی (ره) درس بزرگ زندگی فاطمه زهرا سلام الله علیها را برای جامعه بشری، «تلاش»، «کوشش» و «پاک زندگی کردن» خواندند و فرمودند:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
عید سعید ولادت سیّده‌ى طاهره‌ى معصومه (سلام‌الله‌علیها) و ولادت رهبر بزرگ و عظیم‌القدر انقلاب بر همه‌ى شما برادران عزیز، بلبلان گوینده و غزل‌خوان بوستان محبّت اهل‌بیت و ولایت خاندان پیغمبر مبارک باد.

خدا را شکر میکنیم؛ این یکى از نعمتهاى بزرگ خدا در حقّ ما است که منبع الهام براى جامعه‌ى اسلامى و شیعى، با ولادتها، با زندگى‌نامه‌ها، با دوران شهادتها، پى‌درپى و به‌طور متواتر به جامعه‌ى ما الهام میدهد؛ این را خیلى باید قدر دانست. در ولادت امیرالمؤمنین، ولادت پیغمبر، ولادت امام حسن، ولادت امام حسین، ولادت فاطمه‌ى زهرا، یاد این ستارگان فروزان و این عَلَمهاى رهنُماى انسان، در دلها زنده میشود؛ این خیلى مغتنم است. و خدا را شکر، این جلسه‌ى ما هم به برکت انوار فاطمى (سلام‌الله‌الزّاکیات‌علیها) سالهاى متمادى است که برقرار است و بهره‌مند میکند ما را، فضاى کار ما را، فضاى زندگى ما را، بلکه فضاى کشور را.(۱)

قطعاً ذهن محدود بشرى نمیتواند ابعاد شخصیّت‌هاى آسمانى و افلاکى از قبیل فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) را محاسبه و اندازه‌گیرى کند؛ [این‌] در شعر دوستانى که خواندند بود، عقلها توان این را ندارند که این ابعاد معنوى را تقویم کنند، تقدیر کنند، اندازه‌گیرى کنند؛ لکن میشود از رفتارها الگو گرفت. مقامات معنوى، یک مسئله است؛ رفتارهایى که جلوى چشم ما است، یک مسئله‌ى [دیگر] است. نه به این معنا که ما قادر باشیم نسخه‌ى دوّم آن رفتارها را از خودمان بُروز بدهیم، این نیست؛ امّا میتوان دنباله‌رو بود. امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِک وَ لکِن اَعینونى بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(۲) بعد از آنکه شیوه‌ى زندگى خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدى زندگى میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزى؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه‌ى من و شما است. هدفها را براى ما ترسیم کردند، هم هدفهاى فردى و شخصى را، هم هدفهاى اجتماعى و سیاسى و کلّى را. در هدف شخصى، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانى هدف والاى ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بى‌حد را انجام بدهند؛ توانایى شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصى است.

صفحات: 1· 2

چگونه کودکان را به نماز علاقه‌مند کنیم؟

فروردين 28ام, 1393

 


والدین باید همچون باغبانی دانا و دلسوز، بستر رشد گل‌های باغ خود را بشناسند و با بهره‌گیری از زمینه‌های مناسب، شاهد شکفتن گل‌های باغشان باشند تا عطر دل‌انگیز عشق و بندگی را در قلوب آنان به یادگار بگذارند.


نماز استغاثه به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

تربیت الهی انسان، نیازمند مقدمات و زمینه‌هایی است تا والدین بتوانند در این امر موفق شده و فرهنگ نماز را در وجود فرزندانشان ماندگار کنند.

والدین باید همچون باغبانی دانا و دلسوز، بستر رشد گل‌های باغ خود را بشناسند و با بهره‌گیری از زمینه‌های مناسب، شاهد شکفتن گل‌های باغشان باشند تا عطر دل‌انگیز عشق و بندگی را در قلوب آنان به یادگار بگذارند.

زمینه‌سازی و فراهم کردن شرایط و بهره‌گیری از زمینه‌های مختلف مادی و معنوی، لازم است بیشتر در دوران کودکی و نوجوانی و قبل از سن بلوغ شرعی تحقق یابد تا والدین بتوانند در این سن، فرزندانشان را با نماز و نحوه ارتباط با خدا آشنا سازند، وگرنه در سن بلوغ و بعد از آن، دچار مشکل خواهند شد.

زمینه‌های تربیتی نماز را به زمینه‌های بیرونی مانند محیط خانوادگی و رفتار و برخورد اطرافیان با کودک و نوجوان، و زمینه‌های درونی که مربوط به خود کودک و نوجوان است، می‌توان تقسیم کرد.

زمینه‌های بیرونی

محیط خانواده، محیط اجتماع و تمام کسانی که به نحوی با کودک و نوجوان ارتباط دارند، زمینه‌های بیرونی محسوب می‌شوند، این زمینه‌ها می‌تواند اثر و نقش سازنده یا تخریبی بر آنان بگذارد، کودکان و نوجوانان بـه امور محسوس و ظاهری توجه بیشتری دارند، بـه همین دلیل، این امور برایشان با اهمیت‌تر است.

فراهم ساختن زمینه‌های بیرونی تربیت به منظور ترغیب کودک و نوجوان به نماز، می‌تواند محرک فعالیت، حرکت و تمایل او به سوی فرامین الهی و رهنمودهای قرآن کریم باشد. در ذیل، برخی از این زمینه‌ها، به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد:

- طرح و گفتگو درباره نماز

اگر والدین در حضور کودک و نوجوان، مسایل و معارف مربوط به نماز را طرح و درباره آن گفت‌وگو کنند، به طور غیر مستقیم بر آن‌ها تأثیر خواهد گذاشت، صحبت و گفت‌وگو درباره نماز می‌تواند در قالب شعر و سرود، قصه و حکایت، توضیح مطالب مربوط به نماز، طرح و نقاشی و مانند آن انجام شود تا در ذهن و روان کودک و نوجوان، اثر گذاشته و با توجه به حس کنجکاوی‌ای که دارند، خود به فعالیت فکری و عملی در این موضوع وادار شوند.

نکته قابل ذکر اینکه، والدین نباید چنین فکر کنند که نسبت به مسایل نماز آگاه هستند، پس چه ضرورتی دارد این مطالب را بین خود مطرح کنند؟ طرح و گفت‌وگوی عمدی درباره نماز، بیانگر اهمیتی است که والدین به این امر می‌دهند و موجب جلب توجه کودک و نوجوان به جایگاه ارزشی نماز می‌شود.

والدینی که هر چند وقت یک‌بار، کودک و نوجوان خود را با اخلاق حسنه و دعوت محبت آمیز به مساجد و اماکن مذهبی می‌برند، در علاقه‌مند کردن فرزندان خود به نماز، موفق‌تر از دیگرانند.

- ارتباط با دوستانِ نمازخوان

والدین سعی کنند با خانواده‌ها و افراد متدین، ارتباط و رفت و آمد داشته باشند، چرا که چنین خانواده‌هایی، فرزندان متدین و نمازخوانی دارند که می‌توانند بر افکار و اعمال کودک آنان، اثر مثبت و سازنده بگذارند. همچنین لازم است کودک و نوجوان ترغیب شود تا دوستانی برگزیند که برای نماز و آداب اسلامی، اهمیت قائل هستند، زیرا در مواقعی، تأثیر رفتار و گفتار کودکان بر یکدیگر، بیشتر از سایرین است.

علاوه بر این‌ها، عمل نمازگزاران کودک و نوجوان در جمع همسالان خود، می‌تواند احساس نیاز به شخصیت جمعی آن‌ها را ارضا کند. تکرار این گونه موارد موجب اُنس و علاقه آنان به نماز خواهد شد.

- ارائه الگو

میل به داشتن الگوی مطلوب در کودکان و نوجوانان مشهود است و دوست دارند از کسی یا کسانی که از هر جهت مورد علاقه آنان است، تقلید کنند و رفتار و گفتارشان را مطابق رفتار الگو تنظیم کرده تا شبیه و مانند آن شوند. والدین با بهره‌گیری از این میل و خواسته آنان، می‌توانند الگوهای بسیار خوب و عالی از کـسانی که اهل عبودیت و نماز هستند به آن‌ها معرفی کنند، انبیای الهی، امامان معصوم (ع) و انسان‌های وارسته، از جمله الگوهای ارزنده و درخشانی هستند که می‌توان به کودک و نوجوان معرفی کرد تا در سایه آن، به گمراهی گرفتار نشود.

علاوه بر این، خود والدین با اعتقاد و پای‌بندی نسبت به دین، به ویژه با اهمیت دادن به نماز و عملکرد و رفتار درست، می‌توانند الگوی ارزنده و مفیدی برای فرزندانشان باشند، خصوصاً هنگامی که عامل گفته‌های خود نیز هستند.

بنابر این، کودکان و نوجوانان در ابعاد مختلف زندگی خود، محتاج الگو هستند تا بتوانند افکار، آرزوها و تلاش‌های خود را مطابق آن تنظیم کنند، اینان در مسایل الهی و دینی نیز که به طور فطری با آن در ارتباطند، در جست‌وجوی یک الگوی معنوی هستند، وجود چنین فردی، آنان را در امر به هدایت و رستگاری، کمک شایانی خواهد کرد.

فرزند و نماز





- نماز در حضور کودک و نوجوان

یکی از عواملی که می‌تواند باعث شوق و علاقه به نماز و آداب الهی در کودک و نوجوان شود، آموزش بصری است، زیرا این‌گونه آموزش‌ها به دلیل اثربخشی و تأثیر بیشتر، موجب یادگیری، تغییر رفتار یا ایجاد رفتار تازه می‌شود. علاوه بر این، آموزش بصری عمیق‌تر بوده و دیرتر فراموش می‌شود و زودتر از آموزش‌های دیگر تأثیر می‌گذارد.

والدینی که هر چند وقت یک‌بار، کودک و نوجوان خود را با اخلاق حسنه و دعوت محبت آمیز به مساجد و اماکن مذهبی می‌برند، در علاقه‌مند کردن فرزندان خود به نماز، موفق‌تر از دیگرانند. البته این کار در صورتی موفقیت‌آمیز است که به خستگی و دل‌زدگی کودک و نوجوان منجر نشود.

نماز خواندن در منزل و در حضور کودک نیز اثر مثبت و سازنده‌ای خواهد گذاشت، مثلاً اگر والدین در اتاقی که کودک مشغول بازی و یا نقاشی است، سجاده خود را پهن کرده به نماز بایستند، اثر معنوی ماندگاری خواهد گذاشت.

- جاذبه‌های ظاهری

ظواهر زیبا و جاذبه‌های گوناگون، به خودی خود شوق‌آور و رغبت‌انگیزند، این ظواهر و جاذبه‌ها (صادق یا کاذب) بر روح کودک و نوجوان، تأثیر بیشتری می‌گذارد، به طوری که در بسیاری مواقع، بدون داشتن دلیل درست به سوی چیزی که دارای ظاهری زیبا است، کشیده می‌شود.

والدین می‌توانند از آنچه که مربوط به ظواهر نماز است، در ترغیب فرزندانشان بهره گیرند تا به تدریج به نماز عادت کرده و سپس به باطن نماز اُنس یابند. به عبارت دیگر، از شور و اشتیاق ظاهری بـه شعور باطنی و آگاهی درباره نماز نایل شوند.

اگر والدین مطابق میل و خواسته کودک و نوجوان برایشان سجاده زیبا، مهر و تسبیح دلخواه، عطر، لباس مناسب برای پسران و مقنعه و چادر نماز برای دختران تهیه کنند، به یقین کار ارزنده و صحیحی را انجام داده‌اند، خواندن نماز با صوت و قرائت زیبا و دل‌انگیز و یا تهیه سرودهای دلنشین درباره نماز، می‌تواند زمینه‌های رغبت آنان را به عمل صالحی چون نماز فراهم کنند.

منبع: فارس

«تنها آرام کننده‌ی دل‌ها»

فروردين 28ام, 1393

(هدایت شدگان) کسانی هستند که ایمان آورده و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.


الا بذکر الله تطمئن القلوب آیه 28 سوره رعد:

الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قَلُوبُهُم بذکرِ اللَّهِ أَلَا بذکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

(هدایت شدگان) کسانی هستند که ایمان آورده و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد.

* یاد خدا تنها به ذکر زبانی نیست، اگر چه یکی از مصادیق روشن یاد خداست، زیرا آنچه مهم است یاد خدا بودن در تمام حالات، خصوصاً در وقت گناه است.

یاد خداوند برکات بسیار دارد، از جمله:

الف: یاد نعمت‌های او، عامل شکر اوست.

ب: یاد قدرت او، سبب توکّل بر اوست.

ج: یاد الطاف او، مایه محبّت اوست.

د: یاد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.

ه: یاد عظمت و بزرگی او، سبب خشیت در مقابل اوست.

و: یاد علم او به پنهان و آشکار، مایه حیا و پاک‌دامنی است.

ز: یاد عفو و کرم او، مایه امید و توبه است.

ح: یاد عدل او، عامل تقوا و پرهیزکاری است.

* انسان، بی‌نهایت طلب است و کمال مطلق می‌خواهد، ولی چون هر چیزی غیر از خداوند محدود است و وجود عارضی دارد، دل را آرام نمی‌گرداند. در مقابل کسانی که با یاد خدا آرامش می‌یابند، عده‌ای هم به متاع قلیل دنیا راضی می‌شوند. «رضوا بالحیاة الدنیا واطمأنوا بها»

* نماز، ذکر الهی و مایه آرامش است. «و اقم الصّلاة لذکری» (طه، 14)، «الا بذکر اللَّه تطمئن»

نماز، ذکر الهی و مایه آرامش است.

* ممکن است معنای «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب» این باشد که به واسطه ذکر و یادی که خدا از شما می‌کند، دل‌هایتان آرام می‌گیرد، یعنی اگر بدانیم خداوند ما را یاد می‌کند و ما در محضر او هستیم، دل‌هایمان آرامش می‌یابد. چنانکه حضرت نوح (علیه‌السلام) به واسطه کلام الهی «اصنع الفلک باعیننا» (هود، 37) آرام گرفت و امام حسین (علیه‌السلام) به هنگام شهادت علی اصغرش با عبارت «هیّن علیّ انّه به عین اللَّه» این آرامش را ابراز فرمود و یا در دعای عرفه آمده است: «یا ذاکر الذاکرین»

* نشانه انابه واقعی، ایمان و اطمینان به خداست. «من اناب، الذین امنوا ...»

* ایمان بدون اطمینان قلبی، کامل و کارساز نیست. «امنوا وتطمئن قلوبهم»

* یاد خدا با زبان، کفایت نمی‌کند، اطمینان قلبی هم می‌خواهد. «تطمئن قلوبهم بذکر اللَّه»

* تنها یاد خدا، مایه‌ی آرامش دل می‌شود. «بذکر اللَّه تطمئن القلوب»

منبع:http://bashgah.tebyan.net