از خدا حیا کنیم!

مهر 24ام, 1393

خداوند کریم در قرآن می فرماید:

«أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَری»،(1)

«مگر ندانسته كه قطعاً خدا [همه كارهايش را] مى‏‌بيند؟»

و در آیه ای دیگر می فرماید:

«وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً»،(2)

«وهيچ عملى را انجام نمى‏‌دهيد مگر اين‌كه ما شاهد و ناظر بر شما هستیم».

حیا کردن از خدا مانند حیا از مردم نیست. چون حیا از مردم در جایی است‌که در منظر آن‌ها باشد. و لذا در جایی‌که کسی نیست، چه بسا همان کار خلاف را انجام می‌دهد. ولی در مورد خدا، آشکار و نهان یکسان است. و در نتیجه باید در همه حال از خداوند در قبال کارهای زشت و قبیح حیا نمود.

امام موسی بن جعفر علیه السلام در این رابطه می‌فرمایند:

«فَاسْتَحْيُوا مِنَ‏ اللَّهِ‏ فِي سَرَائِرِكُمْ كَمَا تَسْتَحْيُونَ مِنَ النَّاسِ فِي عَلَانِيَتِكُم‏»،(3)

«از خدا در خفا و سرّتان حیا کنید، همان‎طور که در آشکار و علن، از مردم حیا می‌کنید.» یعنی همان‌طور که کار زشت و خلاف را جلوی مردم  انجام نمی‌دهید، در برابر خدا حتی در نهان و تنهایی و جایی‌که کسی نیست هم همان‏‌طور باشید.

در برابر دوستانمان شرم داریم!

امّا دربرابرخدای سبحان نه !

این از لباسی که در نماز می پوشیم هوید است ...


 

پاورقی:

1.علق/14

2.یونس61

3.تحف العقول،ص 394


آزاد شده ی کربلا +تصویر سازی و اینفوگرافی

آبان 8ام, 1393

عاشورا نه فقط روزی برای عزاداری است بلکه فرهنگی است که با تدبر و مطالعه بیشتر در زوایای آن می توان زمینه ساز حرکت های عمیقی بود. در این بخش قصد داریم در روزهای عزاداری محرم و صفر به ذکر یکی از شهدای گرانقدر کربلا بپردازیم.

 

 

 

 

 

 

به گزارش ادیان نیوز، شهید والاقدر عاشورا ، "حر" از خاندان های معروف عراق و از رؤسای کوفیان بود. او  پسر «یزید» فرزند «ناجیه» فرزند «قعنب» فرزند «عتاب بن هرمی پسر «ریاح بن یربوع» است.
او از رؤسای کوفیان بود و به سرکردگی هزار سوار برگزیده شده بود. هنگام خروج از کوفه همواره صدایی را از پشت سر می شنید که می گفت ای حر تو را به بهشت بشارت باد. اما کسی را نمی دید. هنگامی که خدمت امام رسید این داستان را بازگو کرد. امام به او فرمودند: تو به واقع به پاداش و نیکی راه یافته‎ای.
در یکی از منازل (قصر بنی مقاتل یا شراف) راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به کوفه گشت. امام به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند چه قصدی داری؟ حر گفت: آگاه باشید که به خدا قسم اگر غیر شما از عرب به من آن عبارت را می‎گفت - در حالی که وضعیت او چون شما باشد همین عبارت را به او باز می‎گفتم. اما به خدا قسم برای من این (حق) نیست که یاد مادر شما کنم مگر به نیکوترین وجهی که می‎توانم. 
دانلود فیلم توبه حر 
هنگامی که حر فریاد غریبانه امام حسین علیه السلام را که طلب یاری می‎کرد شنید، نزد عمرسعد رفت و پرسید: آیا تو با این مرد خواهی جنگید؟ عمر گفت: آری به خدا قسم، با او جنگی خواهیم داشت که دست کم، سرها قطع گردد و دست‎ها جدا گردد.
حر گفت: شما چه خواهید کرد؟ آیا پیشنهاد او مورد پسند شما نیست؟ ابن سعد گفت: اگر کار دست من بود (هر آینه از جنگ با او) دست می‎کشیدم. اما امیر تو (ابن زیاد) از این کار سر باز می‎زند. حر او را ترک کرد و با دیگران در انتظار ایستاد، در حالی که در کنار او قره پسر قیس قرار داشت. 
حر به قره گفت: آیا اسب خود را امروز آب داده‎ای؟ قره گفت: نه. حر گفت: آیا می‎خواهی آن را سیراب کنی؟ قره گمان کرد که حر قصد کناره‎گیری از سپاه ابن سعد را دارد، در حالی که حر چندان تمایلی نداشت که قره جدا شدن او را مشاهده کند. پس او را ترک کرد و رفت. اینجا بود که حر به امام حسین علیه السلام قدری نزدیک شد. مهاجر پسر اوس به حر گفت: آیا تو می‎خواهی که حمله کنی؟ در پاسخ این سوال حر ساکت شد و بر خود می‎لرزید، پس در حالی که مهاجر از این حال حر به شک افتاده بود، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: اگر از من درباره شجاع‎ترین مرد کوفه سوال می‎شد، تو را معرفی می‎کردم، این چه حالتی است که در تو می‎بینم؟ حر گفت: همانا خود را بین بهشت و دوزخ متحیر می‎بینم، به خدا سوگند اگر مرا با آتش بسوزانند من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد. پس از آن با شلاق به اسب خود نواخت و به سوی امام حسین علیه السلام رهسپار شد.

لحظات دیدار با امام 
او به سبب آن چه پیش از آن به آل رسول روا داشته بود و آنها را در مکانی بی آب و گیاه وانهاده بود، سر از خجالت به پایین انداخته بود و به سوی آنها پیش می‎رفت.  
«پروردگارا! من به سوی تو باز می‎گردم، پس توبه‎ام را پذیرا باش. من دل اولیا و فرزندان پیامبرت را به وحشت انداخته‎ام. ای اباعبدالله! من بازگشته‎ام و تائب هستم، آیا برای من راهی به توبه هست؟ امام در پاسخ حر فرمود: آری، خداوند به تو روی خواهد کرد. 
این گفتار امام حسین علیه السلام حر را شادمان کرده بود. او به یقین دریافت که به زندگانی بی پایان و نعمت‎های همیشگی راه یافته است. 

شهادت حر 
پس از حبیب ابن مظاهر به میدان رفت و به پیکار عظیمی نمود. تا جایی که بر اساس روایات تا 40 تن را به درک واصل کرد. وقتی لشگر پیاده نظام به او حمله ور شدند تیری به پای اسب خورد و اسب به زمین خورد. اما حر  با چالاکی از اسب پایین پرید و مبارزه ای دلاورانه کرد تا جایی که 40 نفر از سپاه دشمن را به قتل رساند. در همین هنگام پیاده نظام به او حمله کردند و جسم بی جانش روی زمین افتاد. او را به کنار شهدای دیگر خیمه رساندند. وقتی امام خون از صورت حر پاک می کرد و با پارچه ای پیشانی حر را می بست، این جمله را بر زبان جاری می کرد:
تو آزاده‎ای! همان طور که مادرت تو را نامیده است و تو در دنیا و آخرت آزاده‎ای !

پروانه عشقم من و شمع سحرم نیست

خواهم که زنم بال ولی بال و پرم نیست

از شدت شرمندگی از زینب و عباس

آنگونه شدم آب که دیگر اثرم نیست

سوی تو سرافکنده بیایم که بدانی

در پیش وجود تو نمای دگرم نیست

اذنم بده تا جان به فدایت بنمایم

والله کز این آرزوی بیشترم نیست

حرّم من و در بین کمند تو اسیرم

جز آتش عشقت به دل شعله ورم نیست

از چشمه ی چشمم شده یک نهر روانه

جز خون دل آرامش اشک بصرم نیست

................................................

صفحات: 1· 2

موعظه یاران!!!

آبان 7ام, 1393

اي بندگان خدا!

همانا بهترين و محبوبترين بنده نزد خدا، بنده‏ اي که خدا او را در پيکار با نفس ياري داده است،

عباد الله، إن من أحب عباد الله إليه عبداً أعانه الله علي نفسه،

آن کس که جامه زيرين او اندوه، و لباس رويين او ترس از خداست، چراغ هدايت در قلبش روشن‏شده و وسائل لازم براي روزي او فراهم آمد، دوريها و دشواريها را بر خود نزديک و آسان ساخته است. حقايق دنيا را با چشم دل نگريسته،

همواره به ياد خدا بوده و اعمال نيکو، فراوان انجام داده است،

از چشمه گواراي حق سيراب گشته، سرچشمه‏اي که به آساني به آن رسيد و از آن نوشيده سيراب گرديد. از راه هموار و راست قدم برداشته، پيراهن شهوات را از تن بيرون کرد، و جز يک غم، از تمام غمها خود را مي‏رهاند، و از صف کوردلان و مشارکت با هواپرستان خارج‏ شده، کليد بازکننده درهاي هدايت شد و قفل درهاي گمراهي و خواري گرديد، راه هدايت را با روشندلي ديد، و از همان راه رفت، و نشانه‏ هاي آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت.

به استوارترين دستاويزها و محکمترين طنابها چنگ انداخت، چنان به يقين و حقيقت رسيد که گويي نور خورشيد بر او تابيد، در برابر خداوند خود را بگونه‏ اي تسليم کرد که هر فرمان او را انجام مي‏ دهد و هر فرعي را به اصلش باز مي‏ گرداند، چراغ تاريکي ها، و روشني ‏بخش تيرگي ها، کليد درهاي بسته و برطرف ‏کننده دشواريها، و راهنماي گمراهان در بيابانهاي سرگرداني است.سخن مي‏ گويد، خوب مي‏ فهماند، سکوت کرده به سلامت مي‏ گذرد،

براي خدا اعمال خويش را خالص کرده آنچنان که خدا پذيرفته است،

از گنجينه ‏هاي آيين خدا و ارکان زمين است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آنکه هواي نفس را از دل بيرون رانده است، حق را مي‏ شناساند و به آن عمل مي ‏کند، کار خيري نيست مگر که به آن قيام مي‏کند، و در هيچ جا گمان خيري نبرده جز آنکه به سوي آن شتافت. اختيار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پيشواي خود قرار داده است، هر جا که قرآن بار اندازد فرود آيد، و هر جا که قرآن جاي گيرد مسکن گزيند.


نهج البلاغه/ قسمتی از خطبه 86

میزان کوچک و بزرگ بودن گناه + دانلود کتاب

آبان 5ام, 1393

سرچشمه تقسیم گناهان به صغیره و کبیره در حقیقت آیات قرآن مجید است. یکی از این آیات چنین است:

«اِنْ تَجْتَنِبُوا کَباِئَر ماتُنْهَؤنَ عَنْهُ نُکَفرِّعَنْکُمْ سَیئاتِکُم»

«اگر از گناهان کبیره بپرهیزید، از گناهان کوچک شما در می‏گذریم»( نساء (4) آیه 31).

میزان کوچک و بزرگ بودن گناه چیست؟

در نظر علمای دینی هر گناه(کبیره یا صغیره) از آنجا که مخالفت با فرمان خداوند است به خودی خود گناهی بزرگ است. مقیاس کوچک و بزرگ بودن گناه این نیست که آن را نسبت به ساحت مقدّس خداوند بسنجیم؛ زیرا براساس این سنجش همه گناهان، کبیره است. این تقسیم نظر به سنجش یک دسته از گناهان نسبت به دسته دیگر است. در این سنجش عموم گناهان دو دسته‏ اند:

1. گناهان کبیره

2. گناهان صغیره
راه های بسیاری برای شناسائی این دو قسم گناه هست. معروف‏ترین راه شناسایی در میان دانشمندان این است که هر گناهی که در برابر ارتکاب آن وعده عذاب در قرآن و روایات داده شده است گناه کبیره است، مانند قتل نفس که قرآن درباره آن چنین می‏ فرماید:

«وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤمِناً مَتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فیها»

«هر کس مسلمانی را عمداً بکشد، سزای او دوزخ است و همواره در آنجا خواهد بود.»( همان، آیه 93)

برخی دانشمندان قید دیگری افزوده ‏اند و می‏ گویند گناه کبیره، گناهی است که برای ارتکاب آن وعده عذاب داده شود و یا لااقل اکیداً از آن نهی شده باشد، چه بسا گناهانی که در قرآن در برابر ارتکاب آن وعده عذاب داده نشده، امّا به طور اکید و یا با نهی ‏های مکرر از ارتکاب آن پرهیز داده شده است؛ مثلاً هرگاه فرض کنیم که درباره ربا فقط این آیه نازل می‏شد به تنهایی نشانگر کبیره بودن گناه رباخواری بود:

«فأذَنُوا بِحَربٍ مَنِ‏اللَّهِ»

«پس رباخواران به خداوند اعلان جنگ بدهند.»( بقره (2)آیه 279)

بنابراین بزرگ و کوچک بودن گناهان، نسبی نیست، بلکه هر یک مرزی جداگانه دارد و یک گناه هرگز نمی‏تواند صغیره و کبیره باشد، زیرا -چنانکه گفتیم - اگر در برابر ارتکاب گناه وعده عذاب داده شده باشد و یا از آن نهی اکید شده باشد، گناه کبیره است و در غیر این صورت صغیره است.

علمای اسلام گناهان کبیره را هفت و برخی ده و برخی بیست و بعضی سی و چهار و بعضی چهل و برخی بیشتر ذکر کرده اند. از مجموعة روایات و کلمات بزرگان دین میتوان فهمید آن چه ذکر شده، به عنوان نمونه ها و مصادیقی از گناهان کبیره است.

مراجعه به کتاب "گناه شناسی" اثر استاد محسن قرائتی که توسط آقای محمد محمدی اشتهاردی تنظیم و نگارش یافته، یا کتاب کیفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن "تألیف سید هاشم رسول محلاتی و کتاب" گناهان کبیره" آیت الله دستغیب مراجعه شود.

دانلود كتاب گناهان کبیره شهید دستغیب pdf

گناه شناسی

امام خمینی(ره) گناهان زیر را به عنوان گناهان کبیره مطرح کرده است:
نومیدی از رحمت خدا

ایمنی از مکر الهی

دروغ بستن به خدا و پیامبر

قتل

عاق پدر و مادر

صفحات: 1· 2

نرم افزار کشتی نجات +دانلود

آبان 5ام, 1393

نرم افزار کشتی نجات رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی؛ در آستانه ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با هدف پشتیبانی از سفیران مکتب حسینی، نرم افزار کشتی نجات با موضوع پرسش ها و پاسخ هایی پیرامون زندگانی و قیام امام حسین علیه السلام تولید و به جامعه دینی عرضه شد.

 

دانلود نرم افزار کشتی نجات

kashti.jpg


 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی

نقش کل یوم عاشورا در سرنوشت انسانها

آبان 5ام, 1393

پیشینه مبارزه حق و باطل به تاریخ پیدایش انسان بر مى گردد؛ زیرا این تقابل ازهمان پیدایش انسان ها آغازشد:

یک سو ستم ها، حق کشى ها و جنایت ها به نمایش گذاشته شده اند و در سوى دیگر عدالت، حق و انسانیت ظهور نموده اند. پرچمداران بدى ها رهبران ستمگر و قانون شکن بوده اند که به عدالت کشى کمر همت بسته و در راه رسیدن به منافع و قدرت، از هیچ جنایتى دریغ نمى کردند. در سوى دیگر طلایه داران خوبى ها رهبران الهى بوده و دو جبهه حق و باطل همیشه درتقابل و مبارزه بوده اند.

جملات: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» نشان دهنده پیوستگى و تداوم جبهه درگیرى حق و باطل در همه زمان ها و مکان ها است.

در حادثه کربلا بار دیگر مبارزه حق و باطل تکرار شد و امام حسین(ع) به منظور دفاع از دین، آزادى و عدالت قیام نمود و همه خوبى ها را به نمایش گذاشته و قیام او نماد همه زیبایى ها است.

در آن سوى حادثه یزید و یزیدیان قرار دارند که همه زشتى ها و بدى ها به نمایش گذاشتند.

امام حسین(ع) در برابر بیعت خواستن یزید فرمود: «ناپاک ناپاک زاده مرا بین دو چیز: شمشیر و ذلت مخیّر نموده است، امّا ذلّت از ما دور است».